تو اون صفحه که زیاد نوشتم بزار اینجا هم سرتون رو ببرم
یه توضیح درمورد عکسا:
عکس سوم ردیف اول :عکس جدیدیه که به عنوان عکس منتشر نشده برف پاک هست
عکس های ردیف دوم: پشت صحنه هیرو هست اگه خواستین کلیپش رو میزارم
عکس دوم از سمت راست ردیف سوم :همین هفته گذاشته بودن و موضوعش کاراییه که جونکی تو این مرخصیش انجام میده
عکس های ردیف اخر درمورد این بود که جونکی این تی شرت راه راه سیاه و سفید رو 3 جای مختلف پوشیده!
عکس ردیف چهارم با گربه رو هم توضیحی نداره فقط خیلی خوشگاه هر 2 تا شخصیتش هم اقای گربه  هم جونکی!!البته فکر کنم فتوشاپی باشه






6 بهمن چهارشنبه:

کیم جی سوک: سلام به همه امروز خبرهای مهم و خیلی جدیدی برای همه شما دارم وقتی داشتم حاضر میشدم تا برنامه امروز رو شروع کنم جونکی داشت تلفنی با عوامل صحبت میکرد بزارین جزئیات حرفامون رو بگم  جونکی 5 روز و 4 شب مرخصی تشویقی داشت اما 3 روزش رو هیچ جا نرفته و تو خونه بوده چون خونه اش رو عوض کرده و باید کارتن ها رو باز میکرد پس 3 روز اول رو کار کرده از اونجایی که میدونین جونکی ذاتا عاشق تمیز کردن و مرتب کردنه پس خونه مونده و از اینکارا کرده و امروز بلاخره با منیجرهاش رفته بیرون. بهت حسودیم میشه جونکی .پس من بهش گفتم:جونکی بیشترغذا بخور!!

جونکی با اینکه مجری این برنامه است اما گفته بیشتر موقع ها برنامه رو گوش کرده و احتمالا الانم داره گوش میکنه

نامه ای از یه طرفدار خارجی جونکی درمورد اینکه وقتی لباسش رو بیرون آویز کرده بوده یکی لباسش رو دزدیده

جی سوک:این اتفاقیه که برای منم افتاده یادتونه یه بارم تو برنامه جونکی درمورد شلوار کلاس A خودم گفتم؟

شین گو ائین: تو رادیو؟

جی سوک:اره من یه شلوار کلاس A داشتم که برای خودم نگه اش داشته بودم اما گم شد و من همه جا رو گشتم و پیدا نکردم.

شین گو ائن:کجا بود؟

جی سوک:کجا بود؟ من هی میگشتم تا اینکه یه بار دقت کردم دیدم جونکی وقتی از حموم بیرون اومد اونو پوشیده بود و طوری رفتار کرد که انگار از همه جا بی خبره.من بهش گفتم:هی..جونکی میدونی شلوار کیو پوشیدی؟

جونکی خونسرد با اون صدای خاص و تک خودش گفت:اوه..برای هیونگه؟من بهش گفتم :درش بیار!

چند روز بعد دوباره وقتی از دوش گرفتن برگشت ایندفعه مال منو نپوشیده بود اما یه چیزی عجیب اومد.چی؟وقتی نزدیکتر اومد من دیدم اون شلوارش رو برعکس پوشیده بهش گفتم جونکی برعکس پوشیدی ...اوه آره جونکی ما خیلی باحاله

شین گو این:اگه الان جونکی حرفات رو گوش کنه یهو اینجا پیداش میشه تا حسابت رو برسه

جی سوک:نه جونکی خیلی مهربونه و خوش اخلاقه  من فکر میکنم اون درآینده هم لباس دیگران رو بپوشه همونطور که برای منو پوشیده اما من هیچ وقت از دستش عصبانی نشدم چون اون لی جونکیه

شین گو ائن:این فواید خوشگل بودنه اگه کمدین جانگ بوم کا (همون بوم منظورشه؟!)میپوشید تو اونو کتک میزدی؟

جی سوک:اره معلومه.یانگ سه چانگ یا جانگ بوم کا

شین گو ائن:پس اینایی که گفتیم لطفا لباس جی سوک رو اصلا نپوشین!

آخر برنامه:

جی سوک:رسیدیم به اخر برنامه از اونجایی که امروز خیلی زود نصف زمانیکه قرار بود جونکی مجری این برنامه باشه رسیده و جونکی به همین اندازه هم قراره مجری بمونه من هم  خیلی زود دلم برای جونکی تنگ شد

وقتی اون از برنامه برمیگشت خوابگاه من بهش میگفتم خسته نباشی اما فقط زبونی تشویقش میکردم اما تو این هفته که مجری بودم فهمیدم چه کار سختیه اینبار که برگرده یه جور دیگه تشویقش میکنم براش چایی داغ میارم و ساکت میشم و اذیتش نمیکنم.

pic2

5 بهمن سه شنبه:

درمورد رژیم غذایی و زیاده روی در اون صحبت شد و خطرات رژیم های سخت

جی سوک:خیلی از ما باید بعد سربازی حتما رژیم بگیریم چون اینجا زیاد میخوریم اما بعضی از ما هستن که اینجا هم مواظب وزنشون هستن و رژیم میگیرن پس امروز باید بهشون بگم که اینکار واقعا خطرناکه!جونکی شییی یه کم برنج بخور!! جونکی ما خیلی کم برنج میخوره اگه تو منو کیمجی و توفو داشته باشیم اون فقط یه کم توفو میخوره اون حتی یه ذره هم کربوهیدرات نمیخوره

`````

Ask the woman این هفته درمورد این بود که چرا وقتی دخترا شروع میکنن به تعریف کردن یه مرد دیگه مردها شروع میکنن درمورد نقطه ضعف های خودشون حرف زدن؟

PD : من هیچ حس حسادتی رو از کیم جی سوک نسبت به جونکی نمیبینم

جی سوک(میخنده):هییییییی..یانگ سه چانگ بیا یه کم  درمورد جونکی خودمون حرف بزنیم

PD:شروع شد حالا از یه جمله تعریف کردن جونکی میرسیم به 2 ..3 و ...

یانگ سه چانگ:درمورد جونکی شی؟من خیلی چیزا از لی جونکی یاد گرفتم

جی سوک:(چون سه چانگ جونکی رو لی جونکی خطاب کرد) لی جونکییییییییی خیلی چیزا یاد گرفتی؟چی؟چیو یاد گرفتی؟

یانگ سه چانگ:خیلی چیزا ..اون عاشق تمیز بودنه ..کافیه به کمدش نگاه کنین اونوقت میفهمین اون چقدر آدم مرتبیه

جی سوک:درسته..جونکی الان تعطیلاته ما دیروز تو اتاقمون یه چیزرو تموم کرده بودیم ..این باید یه اعتراف از طرف یانگ سه چانگ باشه...اره ما یه چیزی رو نداشتیم و پس رفتیم سراغ کمد جونکی  اونو باز کردیم و دیدیم اونجا همه چیز خیلی ردیف و مرتب چیده شده ..زیادی مرتب! اگه از مرخصی برگرده و چیزی جابه جا بشه اون میفهمه

یانگ سه چانگ:پس من یه چیزی رو خیلی کوچولو جابه جا کردم تا بفهمیم جونکی متوجه میشه و اونو برمیگردونه سرجاش یا نه

جی سوک:سر 500 وون شرط میبندم میفهمه

یانگ سه چانگ:قبول!

اخر برنامه:

کیم جی سوک:من یه برنامه دیگه جومام رو ازا اول تا اخر تنهایی اجرا کردم.اصلا اسون نیست همه هفته تنها اجرا کردن واقعا سخته.همیشه تعجب میکردم که چرا جونکی وقتی از برنامه برمیگرده فقط چند کلمه حرف میزنه و من همش بهش میگفتم امروز حالت خوبه؟؟چته؟ وقتی هر روز 2 ساعت پشت سر هم با خودت حرف بزنی دیگه تو خوابگاه حس حرف زدن  نیست.از این به بعد دیگه قبل از خواب مزاحم جونکی نمیشم.