Video::

فن میتینگ  ژاپن 2009  قسمت اول:

Part1


Part2


Part3


Pic::

عکس های کمپانی

تعداد : 3 عکس

 

فن میتینگ ژاپن 2009

تعداد:16 عکس

 




ترجمه Gold fish قسمت [1]

جونکی گفت وقتی دبیرستانی بوده شهریه 4 ماه تحصیلیش رو به جای اینکه به مدرسه پرداخت کنه واسه خودش برداشته و تو کلوپ ها یا واسه خوشگذرونی خرج کرده. وقتی مدرسه به پدرش خبر داده که شهریه پرداخت نشده  پدرش اونو تنبیه  نکرده یا حتی بهش عصبانی هم نشده در عوض پدرش کیف مدرسه اونو پر از سکه کرده که مبلغش به اندازه کل شهریه 4 ماه میشده و از جونکی خواسته بره و شهریه اش رو پرداخت کنه .پدرش میخواسته با این کار نشون بده که چقدر سکه ها سنگین هستن و باید تو راه به کارش فکر کنه  و جونکی فهمیده که اشتباه کرده

 

 

 

جونکی Robert Harley  رو در پوسان میبینه  و وقتی به سئول رفت تو خونه رابرت میمونه قرار بود فقط 10 روز اونجا بمونه اما 2 ماه موند جونکی احساس کرد که اونجا زیاد مونده پس تصمیم گرفت یه اتاق کرایه کنه و کار نیمه وقت انجام بده

 

جونکی گفت بعد از اینکه مشهور شد با یه دختر دوست شد اما رابطه اونها خوب پیش نرفت به خاطر کار جونکی . اون دختر از صنعت سینما نبود و یه دختر معمولی بود.

 

جونکی تو این برنامه خیلی عصبی بود و Kang Hodong بهش گفت که دستات داره میلرزه  جونکی هم گفت اره چون خیلی نگرانم  حتی نتونسته خوب بخوابه  چون قرار بود Kang Hodong ببینه و اون همه برنامه هاش رو میدیده حتی برنامه 1 Night, 2 Days

Kang Hodong پرسید چرا روی دستت انقدر زخم وجود داره ؟ جونکی گفت زخمهای خیلی زیادی روی بدنم هستن  اما من خوشحال میشم اگه حین کار زخمی بشم به خاطر همچین حسی ادم عجیبیم نه؟و بعد درمورد صحنه ای از گرگ و میش حرف زدن که به خاطر قبول نکردن بدلکار جونکی 23 تا NG داشت و این صحنه مشهور صحنه ای هست که "kay " در حال رانندگیه و حافظه اش رو بدست میاره

 

جونکی گفت سال دوم دبیرستان رویای مهندس کامپیوتر شدنش عوض شد و خواست بازیگر بشه و وقتی به پدرش گفت پدرش بهش گفت باشه اگه میخوای بری کلاسهای بازیگری خودت پولش رو پرداخت کن و جونکی هم برای اینکه بتونه پولش رو بدست بیاره باید کار میکرد اما فقط کساییکه 19 سال داشتن میتونستن کار کنن و سن جونکی  کم بود پس اون کارت شناساییش رو دستکاری کرد و قتی جونکی اینها رو گفت مجری شوکه شد و گفت که بچه هایی که دارن برنامه رو نگاه میکنن به اینها گوش نکنن!

به هر حال جونکی گفت که تونست مردم رو گول بزنه و کار خوبی پیدا کنه

و بعد جونکی تصمیم گرفت به دانشگاه هنر سئول بره و پدرش بهش گفت نمیخواد بس کنه و داره با زندگیش چیکا رمیکنه؟ اما جونکی با دوستاش به دانشگاه رفت  تا امتحان بده و وقتی ازش پرسیدن اماده ای گفت کاملا اما وقتی خواست شروع کنه همه چی یادش رفت و رد شد و بعد از برگشتن به پدرش گفت ببخشید بزار فقط یه بار دیگه امتحان کنم و پدرش بهش گفت که بهتره دیگه از این کارها دست برداره و درسش رو بخونه و برای دانشگاه اماده بشه

وقتی جونکی درمورد کار نیمه وقتش تو بار و میز بیلیارد حرف زد مجری گفت پسر خوش قیافه ای مثل تو حتما مشتری های زیادی رو به میز میکشونده

بعد از اینکه جونکی ماجرای دعواش رو با مشتری گتعریف کرد گفت چون پولی نداشته پدرش براش پول فرستاد و اون شروع کرد به مراجعه کردن به آژانش های بازیگری

اما وقتی اونو رد کردن بهش گفتن چهره و صدای خوبی داره اما لهجه اش رو باید درست کنه

و بهش گفتن هر وقت مشهور شد با کمال میل حاضرن بهش کار بدن اما الان که کسی اونو نمیشناسه نمیتونن روش حساب کنن

و بعد یکی از این آزانس ها بهش گفته که باید مبلغی رو بهشون بده تا براش کاری رو پیدا کنن اما اونها فقط کلاهبردار بودن

و مجری گفت که اگه پدر و مادرت میفهمیدن اونها پول تو رو گرفتن چیکار میکردن؟و اشاره کرد که در کره هیچ آزانس بازیگری حق نداره از مراجعه کننده هاش پول بگیره و بیننده ها باید اینو بدونن

 


ادامه داره ...